تبليغاتX
یا حسین مظلوم(ع) :: ஜ۩۞۩ஜالسلام عليك يا ابوالفضل العباس(ع)ஜ۩۞ ஜ
یا حسین مظلوم(ع)
ஜ۩۞۩ஜالسلام عليك يا ابوالفضل العباس(ع)ஜ۩۞ ஜ
سلام بر حسين(ع) 

از خيمه گاه زخمي آب
دود حريق العطش تا عرش مي رفت
_ امداد را _ پيچيده در شولاي طوفان
مردي
به نام آبي دريا
به شط زد ....
***
دستي نهاني
لوحي مخطط را برآورد
نامي تناور را به رنگ سرخ
خط زد...
آن گاه در عرش
آيينه ي چشم ملايك موج برداشت

  سلام بر لب تشنه حسین(ع)

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 و ساعت 8:48
اربعین حسینی بر حسینیان تسلیت باد. 

           اربعين حسيني، تكرار ياد و خاطره حماسه سازان كربلاست

                             

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين(ع)


اي جاده هاي پر فراز و نشيب، زير پاي كاروان رام شويد و اي مركب هاي چمند و چموش، راهوار گرديد كه كاروان به كربلا بازگشته است! بگذاريد كه غبار خستگي با اشك چشمان حسرت زده ديدار شسته شود. كاروان به زيارت آمده است و براي شكوفه هاي زخم سوغات اشك آورده است. سلام بر تو اي سرزمين اندوه ها!

يك اربعين از گستاخي شمشيرها و نيزه ها مي گذرد. يك اربعين از لگدكوب شدن شكوفه هاي زخم، زير سم اسبان ستم مي گذرد، و اكنون كاروان به زيارت آمده است.

با سينه اي داغدار با كاروان زائران مزار شهداي كربلا هم نوا مي شويم.

                           

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت 11:27
يا ابا عبدالله 

حـتي خـدا مـيان حسـينيهء غمـش
سوگند خورده است به ماه محرمش

شبهاي قدر محترم و با فضيلت اند
امّـا نمي رسند به شبهاي مـاتمش

امروز نه، غروب همان سال شصت و يك
مـا را گـره زدنـد به نخـهاي پـرچمش

اين دستمال گـريه پر از نـور مي شود
وقتي به دست روضـهء خورشيد مي دمش

چشمي كه از براي تو گريان نمي شود
بايد حـواله داد به دست جـهنمش

جانم فداي ِ محتشم خانواده ات
با اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتمش

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 10:24
 

آمد از خیمه همچو قرص قمر
آنکه آماده بهر پرواز است
اشتیاق است و ترس جاماندن
بند نعلین او را اگر باز است 

کربلا با نسیم گلبرگش
رنگ و بوی گلاب می گیرد
حسنی زاده است٬ حق دارد
چهره اش را نقاب می گیرد 

آخر او  ماهپاره می باشد
مثل خورشید عرشه ی  زین است
آن گلی که به چشم می آید
زودتر در نگاه گلچین است 

قامت سبز و قد کوتاهش
بوی کامل ترین غزل دارد
اینکه شوق زبان زد عشق است
سیزده شیشه ی عسل دارد 

جشن دامادی و بلوغش بود
که به تکلیف خود عمل می کرد
مثل یک غنچه زیر مرکبها
داشت خود را کمی بغل می کرد 

سینه گاهش کمی تحمل داشت
آن هم از دست نعلها وا شد
معجزه پشت معجزه آمد
نونهالی شبیه طوبی شد 

گر عمو را شکسته می خواند
گر کلامی به لب نمی آرد
در مسیر صدای بی حالش
استخوان مزاحمی دارد 

قامت او کمی بزرگ شده است
یا عمو قامت خمی دارد؟!
رد پای کشیده ی او تا
وسط خیمه لاله می کارد 

بر سر گیسوی پریشانش
رنگ خونابه نیست٬ رنگ حناست
آخر این نوجوان بی حجله
تازه داماد سیدالشهدا ست..

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 و ساعت 9:20
يا حضرت زينب(س) 

السلام علیک ِ یا زینب کبری

هلال زینب برملا روی نیزه شده
او آمده از کربلا، شمس کوفه شده
او آمده از کربلا، شمس کوفه شده
قاری فاطمه، می کند زمزمه، می کند زمزمه
انا مجنون حسین، انا مجنون حسین، انا مجنون حسین

رأست چو بینم یاد آن قدّ رعنا کنم
 ای رهبرم قرآن بخوان تا که معنا کنم
  ای رهبرم قرآن بخوان تا که معنا کنم
رأس خاکستری
دلبر خواهری دلبر خواهری
 انا مجنون حسین، انا مجنون حسین، انا مجنون حسین

 بنگر برادر بعد تو طاقتم کم شده
  مویم سپید، رنگم پرید
 قامتم خم شده قامتم خم شده
چوبه ی محملم؛ حل کند مشکلم، حل کند مشکلم
 انا مجنون حسین، انا مجنون حسین، انا مجنون حسین

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در چهارشنبه نهم اسفند 1385 و ساعت 9:43
سلام بر حسین(ع) 


اي شب، اي شاهدِ غم، روشنيِ يار چه شد؟
مـاهـــتابِ ســـحرآســايِ شـبِ تــار چــه شد؟

اي نسيــــمِ ســحري آب اجابت نرسيد
ساقيِ تشنه لبِ قافله سالار چه شد؟

يـوسف گـمشدهء فتحِ فُراتم چه شده ست
بوي پيراهنِ آن عشقِ سبکبار چــه شـــد؟

نازم آن يـار کـــه از آب حـذر کـــرده و گـفت:
پس عطشناکيِ گلهاي عطشبار چه شد؟

هفت اقليم عطش بر لب ات آوار شده ست
انعکاسِ غم و پــژواکِ تـــو اينبار، چه شـــد؟

ياس ها در تبِ ديــدارِ تو پرپر زده اند
بوي باران زدهء ابرِ سبکبار چه شد؟

ارغــوانــي شــــدنِ روز و شب ام را بـــنگــر
تا بداني که دلم بي تو در اين کار چه شد؟

لشکرِ تيرهء شب از همه سو آمده است
آن جوانــمردِ بخون خفتهء پيکار چه شد؟

کس بـه پــابـــوسِ غــريــبانـهء آن دل نــرسيد
خون و خاکسترت اي عشق گرانبار چه شد؟

آن طنيني که پُر از صوتِ صنوبر شده است
ديــدي آخــر بــه لبِ لالهء خـونبار چـه شد؟

اي فدايِ تــو دلِ تـا بــه اَبـــد مـــنتظرم
قامتِ سرو و سپيدارِ علمدار چه شد؟

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در دوشنبه هفتم اسفند 1385 و ساعت 9:22
سلام بر کربلائیان 


عاشقي را جگري مي بايد                             احتمال خطري مي بايد

نتوان رفت در اين ره با پاي                        عشق را بال و پري مي بايد

تو نئي مرد چنين دريايي                           رند شوريده سري مي بايد

هست هر قافله را سالاري                    هر كجا پاست، سري مي بايد

ناز پروردْ كجا، عشق كجا؟                    عشق را شور و شري مي بايد

 


تو ديدي چشم تر آتش بگيرد

عزيزت پشت در آتش بگيرد

و بابايت سرش بر نيزه باشد

و سر نيزه سر آتش بگيرد

تو ديدي پيش چشم باغباني

درختي از کمر آتش بگيرد

شده آيا دلت هر روز هر روز

که از هرم خبر آتش بگيرد

چه حالي مي شوي وقتي ببيني

برادر از جگر آتش بگيرد

برادر زاده هايت ديده باشند

که حلقوم پدر آتش بگيرد

تو ديدي خيمه هاي اهل بيت ات

به هنگام سفر آتش بگيرد

مگو ديگر که نزديک است از غم

دل زينب دگر آتش بگيرد

مگو ديگر تعجب هم ندارد

نديدي چشم ترآتش بگيرد

 

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 10:1
سلام بر سقای دشت کربلا 


سبکباران به سوي کربلا بستند محمل ها

در آن واديّ پر خوف و خطر کردند منزل ها

جوانان بني هاشم به پا کردند محفل ها

چه محفل کز محبت تار و پودش رشته ي دل ها

زدند آسان و ليکن عاقبت افتاد مشکل ها

شترها زير بار عشق با وجد و طرب واله

روان بودند در خار مغيلان چون گل و لاله

زنان در محمل عصمت روان از ديدگان ناله

بگرد بانوان نور رسالت حاجب و هاله

فرو بردند سر خورشيد و مه در برج و محمل ها

سپاه شاه مظلومان بسوي کربلا عازم

سپهسالار اردو ؛ شمس دين ؛ ماه بني هاشم

سوار توسن اجلال با وجه حسن قاسم

علي اکبر بذکر يا قدير و قادر و قائم

که ما رفتيم سوي دوست بشتابيد مايل ها

 

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در سه شنبه یکم اسفند 1385 و ساعت 9:8
 
.............................................................