تبليغاتX
یا حسین مظلوم(ع) :: ஜ۩۞۩ஜالسلام عليك يا ابوالفضل العباس(ع)ஜ۩۞ ஜ
یا حسین مظلوم(ع)
ஜ۩۞۩ஜالسلام عليك يا ابوالفضل العباس(ع)ஜ۩۞ ஜ
سلام بر سقای کربلا 


اي كه پيچد شبي در دل اين كوچه صدايت !
يك جهان پنجره بيدار شد از بانگ رهايت
تا قيامت همه جا محشر كبراي تو برپاست
اي شب تار عدم،شام غريبان عزايت!
عطش و آتش و تنهايي و شمشير و شهادت
خبري مختصر از خاطره كرب و بلايت
همرهانت صفي از آئينه بودند و خوش آن روز
كه درخشيد خدا در همه آئينه هايت
كاش بوديم و سر و ديده و دستي چو اباالفضل
مي فشانديم سبك تر زكفي آب به پايت
از فراسوي ازل تا ابد - اي حلق بريده!
مي رود در دايره پژواك صدايت

 

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 11:57
ولادت امام سجاد (ع) 


شعبان خجسته ميلاد سيد ساجدين و زينت عابدان و سر حلقه عارفان،

حضرت امام زين العابدين (ع) فرخنده باد.



امام علي بن حسين بن علي بن ابيطالب عليه السلام مشهور به سجاد، چهارمين امام شيعيان بنا به قولي مشهور، در پنجم شعبان سال 38 هجري قمري متولد شدند. امام زين العابدين فرزند امام حسين (ع) و شهربانو، دختر يزگرد سوم پادشاه ايران، بود که در زمان فتح ايران توسط مسلمين به اسارت گرفته شدند و سپس بر اساس انتخاب خودشان به عقد حسين ابن علي (ع) در آمدند. امام زين العابدين عليه السلام زماني ديده به جهان گشود كه زمام امور در دست جد بزرگوارش امام علي بن ابيطالب عليه السلام بود. آن حضرت 3 سال از خلافت علوي و حكومت چند ماهه امام حسن عليه السلام را درك كرد. امام سجاد عليه السلام در عاشوراي سال 61 هجري قمري حضور داشت و در آن واقعه به صورتي معجزه آسا نجات يافت و پس از شهادت پدرش امام حسين عليه السلام مسئوليت زمامداري شيعيان از جانب خدا بر عهده او گذاشته شد

 

 امام سجاد(ع):« هر كه كرامت و بزرگوارى نفس داشته باشد، دنيا را پَست انگارد»

 

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 20:12
ولادت حضرت عباس(ع) 

ولادت باسعادت حضرت اباالفضل العباس(ع) بر تمام شیعیان جهان مبارک باد.

بين همه عشقهاي دنيا، عشق است اباالفضل(ع)

زبان حال حضرت ابوالفضل العباس(ع) در شب عاشورابلاگردان تو!دوست دارم : شمع باشم،تا که خود تنها بسوزمبر سر بالینت امشب،از غم فردا بسوزمدوست دارم : هاله باشم،تا ببوسم روی ماهتیا شوم پروانه ، از عشق تو بی پروا بسوزمدوست دارم : ماه باشم تا سحر بیدار باشمتا چو مشعل، بر سر راهت درین صحرا بسوزمدوست دارم : سایه باشم تا در آغوشم بخوابیچشم دوزم بر جمالت،زآن رخ گیرا بسوزمدوست دارم : لاله باشم، بر سر راهت نشینمتا نهی پا بر سرم، وز شوق سرتا پا بسوزمدوست دارم: خال باشم بر رخ مهر آفرینتاز لبت آتش بگیرم، تا جهانی را بسوزمدوست دارم: خار باشم، دامن وصلت بگیرمتا زمهر آتشینت، ای گل زهرا بسوزمدوست دارم : ژاله باشم من، به خاک پایت افتمتا چو گل شاداب باشی و ، من از گرما بسوزمدوست دارم : خادمت باشم کنم دربانیت رادل نهم در بوته عشقت شها یکجا بسوزمدوست دارم : اشک ریزم، تا مگر از اشک چشممتو شوی سیراب و ، من خود جای آن لبها بسوزمدوست دارم : کام عطشان ترا سیراب سازمگرچه خود از تشنه کامی بر لب دریا بسوزمدوست دارم : دستم افتد تا مگر دستم بگیریلحظه ای پیشم نشینی، تا سپند آسا بسوزم.


|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 و ساعت 21:34
××عید بر همگان مبارک×× 

ولادت با سعادت سومین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت امام حسین(ع) بر تمام شیعیان جهان تبریک و تهنیت باد.

****************************************

************************

**********

***

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 و ساعت 18:22
ولادت امام حسین(ع) 

امام حسین (ع) آئینه تمام نمای فضیلتهای خدایی است

 

جمعه ۲۶ مرداد ماه ، مصادف است با سوم شعبان ۱۴۲۸هجری قمری ، سالروز ولادت امام حسین (ع) ، امامی که حکایت زیستن ، شهادت و لحن گفتار و ابعاد کردار وی نه تنها نمونه یک بزرگ مرد تاریخ را برای ما مجسم می سازد، بلکه او با همه خویشتن ، آئینه تمام نمای فضیلتها، بزرگ منشیها، فداکاریها، جان بازیها، خداخواهیها وخداجوییها است ، او به تنهایی می تواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشریت را ضامن شود . 

 زندگانی حضرت امام حسین (ع)
    
    دومین فرزند برومند حضرت علی (ع) و فاطمه (س) در سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت در خانه     وحی و ولایت چشم به جهان گشود.
    چون خبر ولادت وی به پیامبر گرامی اسلام (ص ) رسید، به خانه حضرت علی (ع ) و فاطمه (س) رفت و فرمود تا کودک را بیاورند. آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت .
 

 حسین (ع) و پیامبر (ص)
    
    از ولادت حسین بن علی (ع ) که در سال چهارم هجرت تا رحلت رسول الله (ص ) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که پیامبر راستین اسلام (ص ) درباره حسین (ع ) ابراز می داشت ، به بزرگواری و مقام شامخ پیشوای سوم شیعان آگاه شدند.
    
    سلمان فارسی می گوید : دیدم که رسول خدا (ص ) حسین (ع ) را بر زانوی خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود : تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهای خدایی که نه نفرند و خاتم ایشان ، قائم ایشان          (امام زمان "عج ") است

                                  


    

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 9:50
مبعث حضرت رسول(ص) 

مبعث حضرت رسول اکرم حضرت محمد(ص) بر تمام مسلمین جهان تبریک و تهنیت باد.

طلوع محمد«ص»

زمين و آسمان «مكه» آن شب نور باران بود
و موج عطر گل در پرنيان باد مي پيچيد
اميد زندگي در جان موجودات مي جوشيد
هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود

*******************************************




كجايي اي عرب،اي ساربان پير صحرايي؟!
كجايي اي بيابان گرد روشن راي بطحايي؟!
كه اينك بر فراز چرخ،بيني نام« احمد» را
و در هر موج بيني اوج گلبانگ « محمد» را
محمد زنده و جاويد خواهد ماند
محمد تا ابد تابنده چون خورشيد خواهند ماند
جهان نيك مي داند كه همچو نامي نام پاك« پيغمبر» مويد نيست
و مردي زير اين سبز آسمان همتاي «احمد» نيست
زمين ويرانه باد وسرنگون باد آسمان پير
اگر بينيم روزي در جهان نام « محمد» نيست

************************************************
بيابان، رازها دارد
ولي در شهر ، آن اسرار، پيدا نيست
بيابان،نقش ها دارد كه در شهر آشكارا نيست
كجا بوديد اي ياران؟!
كه ديشب آسماني ها زمين «مكه» را كردند گلباران
ولي گل نه ، ستاره بود جاي گل
زمين و آسمان «مكه»ديشب نور باران بود
هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود


 

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در جمعه نوزدهم مرداد 1386 و ساعت 16:41
شهادت امام موسي كاظم(ع) 

شهادت امام موسی کاظم علیه السلام بر تمام شیعیان جهان تسلیت باد.

شهادت امام موسی کاظم ( ع ) در چنین روزی در  سال 183 ه ق حضرت امام موسی کاظم هفتمین امام شیعیان جهان به شهادت رسیدند .


حضرت امام موسى بن جعفر(ع ) روزیکشنبه هفتم صفرسال 128 قمرى درروستاى ابواء متولّد شد، نام مادرآن حضرت، حمیده و پدرآن بزرگوارحضرت امام جعفر صادق (ع ) است، آن حضرت دارای چند ین کنیه بودند که ازمیان آنها می توان به  کاظم و باب الحوائج و عبد صالح اشاره کرد. امام موسى بن جعفر(ع ) درطریق زندگی وتربیت مومنان همان راه وروش پدررا درپیش گرفت و محورهایی چون برنامه ریزى فکرى ، آگاهى عقیدتى و مبارزه با عقاید انحرافى را سرلوحه برنامه های خود قرار داد .آن امام همام با دلایل استوار، برافکارالحادى می تاخت ومنحرفان را به اشتباه راه وروششان آگاه می ساخت. پس ازمدتی با آگاهی شیعیان نسبت به روش ایشان ، جنبش فکرى امام ع درخشندگى یافت و قدرت علمی آن حضرت دانشمندان را تحت الشعاع خود قرار داد. امام کاظم(ع ) درحوزه عمل سیاسی نیز بسیار فعالانه با مسایل برخورد می کردند وهمین امرموجب می شد که دستگاه جوردربرابرامام (ع) موضع سختی اتخاذ نماید.آن حضرت دربرابر دستگاه ظلم وستم عباسى موضع سلبى ومنفى را درپیش گرفت و دستور داد تا شیعیان در دعاوى خصوصی وعمومی شکایت به نزد حاکم جورنبرند و با قرار دادن قاضى تحکیم و داوری  منازعات را فیصله دهند. اما دشمنی حکومت هارون الرشید زمانی با امام (ع ) بیشتر شد که  یحیى برمکى دریافت امام(ع) به پایگاه هاى خود در همه نقاط کشورهای  اسلامى نامه می نویسد و آنان را برضد حکومت می شوراند. براثرسعایت های بی دریغ  برمکی ، هارون امام را به زندان افکند واز شیعیانش جدا ساخت و امام (ع ) نزدیک به چهارده سال درزندان هارون گذراند. حضرت امام موسى کاظم (ع ) عابدترین و زاهد ترین، فقیه ترین، سخی ترین وکریم ترین مردم زمان خود بود. نوع عبادت ایشان شهره عام وخاص بود به گونه ای که آن حضرت ازترس خدا آن چنان می گریست که تمام محاسن شریفش به اشک آمیخته می شد .آن حضرت، صابر، صالح، امین و کاظم لقب یافته بود و به خاطر تسلط بر نفس و فروبردن خشم، به کاظم مشهور گردید. سرانجام دستگاه حاکمه نتوانست حضور آن حضرت را تاب آورد . در این حین سندى بن شاهک، به دستور هارون الرشید، غذاى آن حضرت را به سم آلوده کرد و امام (ع ) از آن غذا خورد. حضرت پس ازسه روزدر25 رجب سال 183 قمرى ، درزندان هارون الرشید عباسى ،  درسن 55 سالگى به شهادت رسید. مرقد شریفش درکاظمین، نزدیک بغداد ،  زیارتگاه شیفتگان حضرتش است .

 

*********************************************************************

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 10:54
عزت در مرام امام حسين(ع) 

 

عاشورا در نگاه دیگران 

 آنطون بارا (مسیحی): اگر حسين(ع) از آن ما بود، در هر سرزمينی برای او بيرقی برمی افراشتيم و در هر روستایی برای او منبری بر پا می نموديم و مردم را با نام حسين(ع) به مسيحيّت فرا می خوانديم.


عزت در مرام امام حسين(ع)

مرام و سيره امام حسين(ع) چنان با عزت عجين شده است كه تفكيك آن دو از همديگر
امرى محال مى‏نمايد.

امام(ع) چنان اين اصل را بر تمامى اعمال و رفتار خود حاكم نمود، كه حتى در آخرين
لحظات زندگانى حاضر نيست لباسى را بر تن نمايد كه در آن روز مردمان خفيف و خوار آن
را بر تن مى‏كردند.

آن حضرت(ع) در واپسين دقايق زندگانى خود براى آنكه پس از شهادت، بدنش برهنه
نماند، درخواست لباسى كم اهميت را از خاندان خود نمود و آنها در آغاز نوعى شلوارك
(تُبّان) براى آن حضرت(ع) آوردند، اما حضرت(ع) آن را نپذيرفتند و فرمود:

«لا، ذاك لباس من ضربت عليه بالذلّة»؛

نه، اين لباس كسى است كه دچار ذلّت شده است

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 9:47
سلام بر عاشورا... 

 


                   السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین(ع) 

زين وداع آتشين ، کز شهر قرآن می‌کنی

آستان وحی را ، بی تاب و حيران می‌کنی

ای که با جمعی پريشان ، از مدينه می‌روی

قلب زهرا را ، ز حال خود پريشان می‌کنی

تا ابد بنياد غم ، از غصه ات ماند بپا

کاخ شادی را چرا با خاک يکسان می‌کنی ؟

ای که مصباح هدايت هستی و فلک نجات

از چه با اين اشکها ايجاد طوفان می‌کنی ؟

با عزيزان می‌روي و ، زادگاه خويش را

پيش چشم فاطمه ، خالی ز جانان می کنی

سينه بشکسته او ، رفت از يادش دگر

با دلی بشکسته هجران را چو عنوان می‌کنی

مصطفي را قصه پيراهنت مدهوش کرد

زينب از اين پيرهن بردن ، پشيمان می‌کنی

اي ذبيح کربلا ، جانها فدای حج تو

ای که خود را در منای عشق ، قربان می‌کنی

در طوافت کعبه بر گرد تو می گردد حسين

کآمدی ، در بيت حق ، تجديد پيمان می کنی

اشک بيت الله می‌جوشد ، ز چشم زمزمش

از حرم ، ثارالها ، تا قصد هجران می‌کنی

کعبه بگرفته ست دامانت ، که برگرد ای حسين

اين حرم را ، ز فراقت ، جسم بی جان می‌کنی

مروه گردد بی فروغ و ، بی صفا گردد صفا

کربلا خوش باد ، کآنجا را گلستان می‌کنی

نهضت خونين تو ، سرمشق آزادی بود

بهترين تعليم را ، از درس قرآن می‌کنی

جان فدای تربت تو ، اي طبيب جسم و جان

درد عالم را به درد خويش درمان می‌کنی

ابر رحمت می شود ، اين چشمه اشکت ( حسان )

ز آن ، تاريک قبرت ، نور باران می‌کنی

 

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 9:12
عاشورا در نظر بزرگان جهان(1) 

عاشورا در نظر بزرگان جهان

  مَهاتما گاندي (رهبر استقلال هند) : من زندگي امام حسين(ع)، آن شهيد بزرگ اسلام را          به دقّت خواندم و توجّه كافي به صفحات كربلا نموده ام و بر من روشن است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از سرمشق امـــام حسين(ع) پيروي كند.

  محمّد علي جناح (قاعد اعظم پاكستان) : هيچ نمونه اي از شجاعت، بهتر از آنكه امام حسين(ع) از لحاظ فداكاري و تهوّر نشان داد در عالم پيدا نمي شود. به عقيدهء من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قربان كرد پيروي نمايند.

  چارْلز ديكنْز (نويسنده معروف انگليسي): اگر منظور امام حسين(ع) جنگ در راه خواسته هاي دنيايي بود، من نمي فهميدم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حكم مي نمايد كه او فقط به خاطر اسلام، فداكاري خويش را انجام داد.

  توماس كارْلايْل (فيلسوف و مورخ انگليسي) : بهترين درسي كه از تراژدي كربلا مي گيريم، اين است كه حسين(ع) و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند. آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوّق عددي در جايي كه حق با باطل روبرو مي شود و پيروزي حسين(ع) با وجود اقلّيتي كه داشت، باعث شگفتي من است.

 ادوارد براوْن (مستشرق معروف انگليسي) : آيا قلبي پيدا مي شود كه وقتي دربارهء كربلا سخن مي شنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتّي غير مسلمانان نيز نمي توانند پاكي روحي را كه در اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت انكار كنند. 

  فِرْدريك جمس : درس امام حسين(ع) و هر قهرمان شهيد ديگري اين است كه در دنيا اصول ابدي و ترحّم و محبّت وجود دارد كه تغيير ناپذيرند و همچنين مي رساند كه هر گاه كسي براي اين صفات مقاومت كند و بشر در راه آن پافشاري نمايد، آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.

 ل. م.بويد : در طيّ قرون، افراد بشر هميشه جرأت و پردلي و عظمت روح، بزرگي قلب و شهامت رواني را دوست داشته اند و در همين هاست كه آزادي و عدالت هرگز به نيروي ظلم و فساد تسليم نمي شود. اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين(ع). و من مسرورم كه با كساني كه اين فداكاري عظيم را از جان و دل ثنا مي گويند شركت كرده ام، هرچند كه 1300 سال از تاريخ آن گذشته است.

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 16:49
وفات حضرت زینب سلام الله علیها بر تمام شیعیان تسلیت باد. 

وفات حضرت زینب سلام الله علیها بر تمام شیعیان تسلیت باد.

***************************************

نیمه رجب، هجران غم انگیز احیاگر حماسه های جاوید کربلا، حضرت زینب (س) را به سوگ می نشینیم.

ای شکوه حماسه در سراپرده حیرت! ای زخم خورده نینوا! ای بانوی خورشیدهای دربند! ای زینب قهرمان! تو که خود، وسعتی به اندازه همه سوگ های آفرینش داشته ای، تو که خود دریای بی کران اشک را، ساحل بودی، چگونه باید بر تو سوگواری نمود که ما سوگواری را از تو یادگار داریم.

 تو که آواز سرخ کربلا را از حنجره بردباری ات، به گوش تاریخ رساندی و اگر این حنجره صبوری و آن نطق آتشین تو در کاخ یزیدیان نبود، داستان جان سوز آن ظهر عطشناک در کوچه های تاریخ به دست فراموشی سپرده می شد.


به دنیا آمده بود تا صبر را شرمنده کند، زینب (س) این اسطوره تاریخ را می گویم. آمده بود تا عشق را مبهوت لحظه های زلالش کند. آمده بود تا صدق و وفا را به جهانیان بیاموزد و متانت و وقار را به نمایش گذارد. آمده بود تا رسالت خود را به انجام برساند؛ مونس و یار برادر، سالار قافله حسینی و غم خوار اسیران باشد. آمده بود تا فریاد بلند مظلومان باشد؛ فریادی که پژواک آن هنوز هم از ورای تاریخ به گوش شنوای دل های حق جویان می رسد.

اسیران بر هودجی از خون نشسته بودند. با حسین آمده بودند و بی حسین بر می گشتند و سالار قافله، زینب بود؛ هر چند خمیده و شکسته دل، ولی به پاسداری از حقیقت ایستاده بود تا امتداد راه برادر باشد. وصیت برادر این بود که "زینبم، بعد از من مبادا روی بخراشی و گریبان بدری و جزع و فزع کنی." و زینب اکنون آرام چون شقایقی داغ دار با مصیبتی عظیم در دل همراه قافله شده بود.

زینب (علیهاالسلام) در خانه رفیع امامت رشد یافته، از لبان وحی علم آموخته، و در دامان کرامت پرورش یافته بود. او لباس پاکی و تقوا پوشیده بود و به آداب و اخلاق اسلامی مزین گشته بود. زینب (س) فصاحت و بلاغت را از علی، نجابت را از فاطمه، صبر و شکیبایی را از حسن و مظلومیت در عین ایستادگی را از حسین آموخته بود؛ او روح بلند و رضا بود.

حضرت زینب (س) در خضوع و خشوع و عبادت و بندگی، وارث پدر و مادر بود. او بیش تر شب ها را با عبادت و بندگی حضرت حق به صبح می رساند و همواره قرآن تلاوت می کرد. تهجد و شب زنده داری حضرت زینب (س) در طول حیات پربرکتش نشد؛ حتی در شب یازدهم محرم با آن همه رنج و خستگی و دیدن آن مصیبت های دلخراش هم به عبادت خدا پرداخت. حضرت سجاد (ع) می فرماید: " آن شب دیدم عمه ام بر سجاده نماز نشسته و مشغول عبادت است." و نیز از آن حضرت نقل شده که "عمه ام زینب با این همه مصیبت از کربلا تا شام، هیچ گاه نمازهای مستحبی را ترک نکرد" و نیز روایت می کنند: "چون امام حسین (ع) برای وداع با زینب (س) آمد، فرمود: خواهرم، مرا در نماز شب فراموش نکن."

زینب (علیهاالسلام) در ایام کودکی، با برادرش حسین (ع) انس و الفتی عجیب داشت و در کنار برادر، آرامش می یافت و دیده از دیدارش بر نمی بست و از حضور مبارکش دور نمی شد. روزی حضرت فاطمه (س) نزد پدر رفت و عرض کرد: "پدر جان، متعجبم از محبت فراوانی که میان زینب و حسین است. این دختر چنان است که بی دیدار حسین شکیبایی ندارد." رسول خدا (ص) چون این سخن بشنید، آه دردناکی از سینه برکشید و اشک دیده بر چهره روان کرد و فرمود: "ای روشنی چشم من، این دختر با حسین به کربلا خواهد رفت و به هزار گونه رنج و بلا گرفتار خواهد شد."

حضرت زینب (س) تنها 56 سال امانت الهی خویش را بر دوش کشید. نقل است که در اواخر عمر آن بانوی بزرگ، در مدینه منوره قحطی پیش آمد. عبدالله بن جعفر، همسر حضرت زینب (س) در شام مزرعه ای داشت و ناچار به اتفاق همسر خود در آن دیار رحل اقامت افکند. حضرت در آن سرزمین بیمار شد و در همان جا روح خود، این امانت الهی را به صاحبش باز گرداند و با جسمی خسته از فراز و نشیب زمان و رنجور از جور مردمان به دیار باقی شتافت.

چشمانش را گشود و برای آخرین بار به دورترین نقطه خیره شد. در این مدت حتی یک لحظه چهره برادر از نظرش دور نمانده بود. آتش اشتیاق بیش از پیش شعله کشید و یاد برادر تمام وجودش را پر کرده بود. لحظه وصال نزدیک بود. دوباره خیمه های آتش زده و سرهای بر نیزه، چشمانش را به دریایی از غم مبدل ساخت. زینب (س) پلک ها را روی هم گذاشت و زیر لب گفت: "السلام عليک يا ابا عبدالله" و به برادر پیوست.

عروج ملکوتی آن بانوی مکرمه بنا به قول مشهور در پانزدهم رجب سال 62 قمری رخ داد. اینک مزار شریفش، قبله عاشقان خاندان عصمت و طهارت در دمشق (سوریه) است.

 

      

 

  ای فروغ تابنده کوثر!

ای پرستار شهادت!

تو بانوی فصاحتی و اعجاز

نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد،

اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت

تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری!

نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد.

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 21:15
یا قمر بنی هاشم(ع) 

مرا به ماتم العباس شيعيان ببريد

*********************************************************

جناب حجه الاسلام و المسلمين حامي و مروج مكتب اهل بيت عليهم السلام آقاي شيخ سعيد سعيدي حفظه الله تعالي طي نامه‌اي كه به دفتر انتشارات مكتب الحسين عليه السلام نوشته‌اند این كرامت را از كشور عمان نقل كرده‌اند:

 در سال 1376 هجري شمسي مصادف با محرم الحرام 1418 هجري قمري توفيقي نصيب اين حقير سعيد سعيدي شد كه به مدت دو ماه محرم و صفر براي انجام وظيفة تبليغي به كشور عمان سفر كنم و در آنجا در بلده‌اي به نام «خابوره» كه در حدود 170 كيلومتري مسقط پايتخت عمان قرار دارد مستقر شوم. گفتني است با وجود اينكه شيعيان به طور كلي در آن كشور و به ويژه در آن شهر در اقليت مي‌باشند مع الوصف كاملا آزاد بوده و مراسم عزاداري را به نحو احسن انجام مي‌دهند و هيچ گونه محدوديتي براي آنها وجود ندارد.

در شهر خابوره برادران شيعه حسينيه‌اي به نام «مأتم العباس عليه السلام» دارند كه ساليان زيادي است مجالس عزاداري سيد مظلومان به طور مستمر در دو ماه محرم و صفر بدون وقفه و انقطاع و نيز در ماه مبارك رمضان و غيره در آن منعقد مي‌شود.

نكته قابل ذكر و توجه اين است كه امسال پس از ساليان متمادي سه كرامت در اين مأتم كه منصوب به قمر بني هاشم عليه السلام است ظاهر شد كه هر كدام به نوبه خود قابل اهميت بود و پس از بروز اين سه كرامت غير قابل انكار شيعيان از شهرها و روستاهاي مجاور به صورت فوج فوج مي‌آمدند و به تماشاي يكي از اين معاجز سه گانه كه ذكر خواهند شد مي‌نشستند زيرا هنگام بروز يكي از معاجز ثلاثه دستگاه فيلمبرداري كه هر شب در داخل مأتم قرار داشت و تصوير مجلس را به قسمت زنان منعكس مي‌كرد فورا عدسة خود را به طرف معجزه متمركز كرده و از تمامي صحنه‌ها فيلمبرداري نمود كه شيعيان و واردين با ديدن فيلم معجزه و كرامت مسرور مي‌شدند در مورد آن دو معجزة ديگر نيز واردين از مردم با خود شفايافتگان تماس گرفته مستقيما از خود آنها چگونگي ماجرا را سؤال مي‌كردند اينك معاجز و كرامات :

 زني بود با چند بچه كه خود و شوهر و تمامي فاميلش از اهل سنت‌اند. اين خانم مبتلا به فلج شده بود، شوهرش مبالغ زيادي را خرج او كرد و چون از شفاي او مأيوس شد او را همراه بچه‌ها به خانة پدرش برد چه تصميم گرفته بود كه زن را طلاق داده و همسر ديگري اختيار كند. خانم مزبور با وضع پريشان به خواهران خودش مي‌گويد:

ـ فردا روز هفتم محرم و نزد شيعيان روز ابوالفضل العباس عليه السلام مي‌باشد؛ خواهش مي‌كنم كه مرا به مأتم العباس شيعيان ببريد و به «علم العباس» يعني به پرچم حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام ببنديد شايد حضرت به من توجهي كند.

فردا خواهرها زير بغل خواهر فلج خود را گرفته و در حالي كه پاهاي او به زمين كشيده مي‌شد او را به داخل مأتم و مجلس در قسمت زنان آوردند و در كنار علم العباس عليه السلام نشاندند و اين امر پس از تمام شدن منبر صبح بود (در خابوره رسم بر اين است كه از شب اول محرم تا شب سيزدهم در هر روز دو مجلس برقرار مي‌شود: يكي صبح و ديگري شب. از شب سيزدهم تا نهايت ماه صفر نيز تنها شبها مجلس منعقد مي‌شود به استثناي ايام وفيات، مثل 25 محرم و 7 و 17 و 20 و 28 صفر كه مجددا اضافه بر مجالش شب، صبح‌ها نيز مجلس برقرار است.)

بهرحال زماني كه مراسم سينه‌زني شروع مي‌شود خانمي كه مسئول زنان است نزد اين خانم مفلوج آمده به او مي‌گويد : بلند شو و با زنان عزاداري كن! خانم مفلوج مي‌گويد: خانم مي‌داني كه من فلج هستم و قدرت بر قيام ندارم. او مي‌گويد: «يا ابوالفضل العباس» بگو و از جا بلند شو! آن زن مريض نيز با صداي بلند يا ابوالفضل مي‌گويد و يك مرتبه از جا بلند مي‌شود. آنگاه خود زن با تعجب به پاهاي خود دست مي‌زند و به فضل پروردگار هيچ اثري از فلج سابق در خود احساس نمي‌كند. لذا بي‌اختيار بنا مي‌كند به سر و صورت زدن و عزاداري كردن كه مردان در اثر سر و صداي زنان متوجه مي‌شوند آنها هم شور و هيجاني پيدا مي‌كنند و يك زجه و شور خاصي در مجلس به وجود مي‌آيد.

قابل ذكر است كه اين خانم از روز هفت محرم تا آخر ماه صفر نه تنها مأتم و مجلس را در روز و شب ترك نكرد بلكه هر گاه در مجلس حاضر مي‌شد خدمت هم مي‌كرد. شوهرش نيز كه از شفا يافتن وي خوشحال شده بود زن را به منزل برگرداند و زندگي مشترك خود را با خرسندي ادامه دادند.

ضمنا يادآور مي‌شود كه برادر اين خانم به اصطلاح از اهل دعوه و از وهابيها و سلفيها مي‌باشد كه نه‌تنها به مراسم عزاداري عقيده ندارند بلكه اينها را خرافه و بدعت مي‌دانند! و مبارزة با اين آثار جهت محو آنها را بر خود واجب و لازم مي‌شمارند ولي برادر وهابي وي در مقابل اين كرامت باهره و انكار ناپذير قمر بني هاشم عليه السلام سر تسليم فرود آورده است.

 

                                   

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت 20:29
ولادت حضرت علي(ع) 

ولادت امام علی (ع) بر تمام مسلمین جهان تبریک و تهنیت باد.

*****************************

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت 17:55
ولادت امام محمد تقی(ع) 

ولادت با سعادت امام  محمد تقی ((جواد الائمه)) علیه السلام

بر تمام شیعیان جهان تبریک و تهنیت باد.

******************************************************

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 16:15
يا قمر بني هاشم(ع) 

تا ابد جلوه گه حقّ و حقيقت سر ِ تست

معنى مكتب تفويض، على اكبر تست

اى حسينى كه تويى مظهر آيات خداى

 اين صفت از پدر و جدّ تو در جوهر تست

درس آزادگى عبّاس به عالم آموخت

 زآن كه شد مست از آن باده كه در ساغر تست

طفل شش ماهه تبسّم نكند، پس چه كند؟!

 آن كه بر مرگ زند خنده على اصغر تست

اى كه در كربوبلا بى كس و ياور گشتى

چشم بگشا و ببين خلق جهان ياور تست

خواهر غمزده ات ديده سرت بر نى و گفت:

 آن كه بايد به اسيرى برود خواهر تست

اى حسينى كه به هر كوى عزاى تو به پاست

 عاشقان را نظرى در دَم جانپرور تست

خواست «مهران» بزند بوسه سراپاى تو را

 ديد هرجا اثر تير ز پا تا سر تست

 

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 9:15
 
.............................................................