بدون شرح...

|+|
نوشته شده توسط عاشق الحسین(میلاد -ف) در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 و ساعت 8:55

سالها سیلاب
خشک شد تا که لب تو آبروی آب رفت
در عزایت روشنی از چهره مهتاب رفت
رفتی و دیدند بی تو از چشمانمان
آب نه خون،اشک هم نه،سالها سیلاب رفت
*******************************
نگاه
در غربت نگاه تو دریا اسیر شد
دنیا هم از وجود خودش سیر سیر شد
وقتیکه تیر آمد و در قلب مشک خورد
روی تو صد هزار سال همان لحظه پیر شد.